پیشینه تاریخی امامزاده هاشم(ع) + زیارت مجازی

به گزارش رباط نیوز به نقل از  تارود؛ امامزاده هاشم(ع) یا گردنه ی « بژم موشا» به بلندی ۲۷۵۰ متر مشرق به روستای مشاء از روستاهای توابع شهرستان دماوند بوده و در ۷ کیلومتری شمال غربی شهر دماوندواقع شده است. این گردنه ما بین مشاء و پلور بر سر راه تهران به آمل واقع شده […]

به گزارش رباط نیوز به نقل از  تارود؛ امامزاده هاشم(ع) یا گردنه ی « بژم موشا» به بلندی ۲۷۵۰ متر مشرق به روستای مشاء از روستاهای توابع شهرستان دماوند بوده و در ۷ کیلومتری شمال غربی شهر دماوندواقع شده است.

این گردنه ما بین مشاء و پلور بر سر راه تهران به آمل واقع شده است و مرز استان تهران به مازندران بوده و این دو استان را از یکدیگر جدا می سازد.البته این گردنه در فرهنگ جغرافیایی جزو آبعلی شهرستان دماوند محسوب شده است.

وجه تسمیه ی  گردنه ی «بژم موشا»

ظهیرالدین مرعشی در کتاب« تاریخ گیلان و دیلمستان» از گردنه فعلی امامزاده هاشم در جایی که به ذکر حوادث سالهای ۸۶۰ و ۸۶۱ هجری که درباره مالک کاوس بن کیومرث از حاکمان رستمداد و رویان و نور و کجور بود، بنام گردنه ی « بژم موشا» یاد کرده است.

« بژم» در زبان تای به معنی « بشم» یعنی بروم موشا است.

علت این نامگذاری این بوده که راه این گردنه به روستای مشاء که راهی مالرو بوده می رسیده و چون نقطه ی ورود و مشرف به مشاء بوده توسط کسانی که ازاین مسیر رفت و آمد می کردند به نام « بژم موشا» ، « بروم موشا» نامگذاری  و معروف شد.

نام دیگر برای این گردنه « کله ی موشا» است.در نسخه خطی که کپی آن در اختیار نگارنده است، در جایی که درباره ی شجره ی امامزاده های دماوند است آمده که « هاشم» جراحت و زخم زیادی دیده بود.وقتی که به « کله ی موشا» رسید، شهید شد و همانجا ایشان را دفن کردند.همانطور که ظاهر  اسم پیداست واژه ی « کله» به معنی « سر» و به معنای مجازی همان « نقطه ی  بلند» است.پس ” کله ی موشا” به معنی بلندترین نقطه ی موشا می باشد. بدین ترتیب می توان گفت که این نام را روستائیان مشاء یا کسانی که از این مسیر رفت و آمد می کردند، به این گردنه اطلاق کردند.

نام دیگربرای این گردنه « گردنه ی امامزاده هاشم» است.زمان اطلاق این نام دقیقا مشخص است که در دوره صفویه ، پس از آنکه شاه عباس اول صفوی بنای بقعه را بر روی مقبره امامزاده هاشم (ع)  ساخت، رفته رفته به نام امامزاده معروف شد.

بقعه ی امامزاده هاشم (ع)

بقعه زیارتی امامزاده هاشم (ع) با مصالح سنگ و ملاط، گچ و آهک بصورت ساده و بدون تزئینات  ساخته و پرداخته شده است.

گنبد بیرونی بقعه بصورت رک هشت ترک و گنبد داخلی آن بصورت مدور بوده  که با سنگ ساخته شده است. بنای اصلی امامزاده در دوره صفویان در زمان شاه عباس  اول با دو رباط سنگی متصل به هم ساخته شده و در دوره های بعدی تعمیر و بازسازی شده است و در دوره های اخیر مجموعه بناهایی جهت استفاده زوار و مسافرین به بنای اصلی افزوده شد.

مقبره امامزاده درست در زیر گنبد بنا واقع شده و دارای صندوق چوبی و کتیبه است که تاریخ ۱۰۸۹ هجری رادارد.

این بقعه تاریخی در سازمان میراث فرهنگی استان تهران به شماره ۶۱۷ جزو آثار تاریخی شهرستان دماوند به ثبت تاریخی رسیده است.

مقبره ی امامزاده هاشم (ع)

بقعه ی تاریخی و زیارتی گردنه ی امامزاده هاشم ، مقبره ای دارد که بنام امامزاده هاشم (ع) معروف است.این مقبره را متعلق به هاشم (ع) از احفاد امام حسن مجتبی (ع) می دانند که در راه رسیدن به مرو و به مقصد پیوستن به حضرت علی بن موسی الرضا (ع) در جایی که اکنون مقبره ایشان است به شهادت رسیدندو در همانجا مدفون شدند.

اما در منابع آمده است که امام حسن (ع) چهار فرزند داشتند بنامهای قاسم، عبداله ، زید و حسن. امام حسن (ع) نام خود را بر آخرین فرزند خود نهاده بودند.

آخرین فرزند امام که حسن بن امام حسن (ع) نام داشتند، چهارده فرزند بنامهای محمد، احمد، محمود، یعقوب، یونس، یونی، حارث، هاشم، طیب، هادی، جمشید، مرتضی ، مصطفی و ابوتراب داشتند.این فرزندان در زمان عبدالملک بن مروان از بغداد رو به سوی ایران نهادند.بعضی از ایشان به سوی ورامین مو بعضی به کوهپایه های دماوند رفتند. سه تن از ایشان بنامهای حارث، هادی و هاشم (ع) از دماوند گذشتند و به روستای موشا رسیدند. توسط دشمنان شهید شدند و در همانجا دفن شدندو اکنون نیز بقعه ی زیارتی بنام “دو برار”در روستای موشا بیانگر این موضوع است. اما هاشم (ع) که جراحت و زخم زیادی دیده بود، از دست دشمنان فرار کرده وقتی که به کله ی موشا رسید از شدت جراحت شهید شد و در همانجا ایشان را دفن کردند. اکنون مقبره امام زاده هاشم (ع) که فرزند حسن بن امام حسن (ع) می باشند زیارتگاه بسیاری از مشتاقان آن حضرت است.

emam zade hashem7

پیشینیه ی تاریخی گردنه ی «بژم موشا»

گردنه ی « بژم موشا» یا « کله ی موشا» که امروزه به نام گردنه ی امامزاده هاشم (ع) معروف شده ، از گذشته های بسیار دور به احتمال زیاد از زمانی که روستاش موشا بوجود آمده بود با نام موشا شناخته می شده و چون بلندترین نقطه ی این منطقه  و مشرف به روستای موشا بوده و از این نقطه به سوی دشت که  روستای موشا آنجا قرار دارد سرازیر می شدند، بنام « بژم موشا» ( بشم موشا) و « کله ی موشا» معروف شد.

نقشه قدیمی تهران

راه مالروی قدیمی این گردنه از روستای موشا می گذشت. ظهیرالدین مرعشی درکتاب « تاریخ گیلان و دیلمستان” ( ص ۲۸۴) در جایی که به ذکر حوادث سال ۶۱ – ۸۶۰ هجری می پردازد به نام این گردنه اشاره کرد و نوشته است :« ملک کاوس بن کیومرث از نور به عزم قلعه ی لواسان بگریخت ، سید ظهیرالدین مولف کتاب به دنبال ملک کاوس رفت.خبر آوردند که ملک کاوس در پای قلعه گلخندان دردهکده اره اقامت دارد.سید ظهیرالدین سیصد نفر را انتخاب نمود. روز چهارشنبه نوزدهم رجب در تاریخ مذکور بعد از نماز عصر  زیدیه از ترتیه روستاق به تعجیل دوانیده آمد، چنانکه چون نماز شام بود به ولایت نمارستاق اتفاق افتاد.چون اسبان جو بخوردند، چنان قدغن رفت که چون صبح صادق  طلوع کرد، به پای قلعه ی لوتدر به باغی پنهان شده اسبان را علف داده، چندان توقف رفت که نماز شام شد به سبب آنکه لشگر را روز مردم لارجان نبینند و به ملک کاوس خبر نرسانند. چون شب درآمد و هوا به غایت خنک بود و اواسط قوس شده بود و آنجا قله های رفیعه است، مثل « بژم موشا» که خنکی آن موضع مشهور است .از آن باغ لوندر سوار شده به قریه پلور ب خانقاهی که آنجاست زمانی مکث رفت، چندانکه دست و پای مردم که خنک شده بود، در خانقاه به آتش گرم کردند و ازآنجا روان گشته از راه « بژم موشا» دوانیده آمد. چون صبح برآمد از آن موضع مخوف پر برف بعون ا… به سلامت گذشته شد و بر ملک کاوس دوانیده آمد.»

بدین ترتیب باید اذعان داشت که گردنه ی ” بژم موشا” با ” کله ی موشا” به نام امروزی اش « امامزاده هاشم (ع) » متعلق به روستای مشاء دماوند بوده و بدون شک از دوره صفویه به بعد که با نام امامزاده هاشم معروف شد، بازهم جزو روستای موشا دماوند بوده است.

اعتماد السلطنه در جلد سوم کتاب مراه البلدان ( ص ۱۶۱۰) دره ی جیرنگ و گردنه ی امامزاده هاشم را جزو قلمرو حاکم دماوند یاد کرده است. هینرش بروگش که در سال ۱۸۶۱ میلادی، ۱۳۹ سال پیش به دماوند سفر کرده بود، گردنه ی امامزاده هاشم را که بلندترین نقطه ی منطقه بوده و از آنجا روستای مشاء و شهر دماوند دیده می شد.آن را ابتدای ورود به این منطقه و جزو خاک دماوند دانسته نوشته است:« پس از طی راه سربالا و با شیب زیاد و گذشتن از یک گردنه به امامزاده هاشم که مرتفع ترین نقاط این منطقه به شمار می رود، رسیدیم. از ارتفاعات به طرف دشت پایین آمدیم. پس از چند ساعتی راه پیمایی و گذشتن از چند ارتفاع دیگر بالاخره شهر دماوند را که درمیان انبوه درختان سرسبز محصور شده بود، مقابل خود یافتیم.»

ه.ل رابینو که در سالهای ۱۲۸۸ و ۱۲۸۹ شمسی ، ۹۰ سال پیش برای تحقیق به مازندران سفر کرده بود؛ پس از جمع آوری اطلاعات و استفاده از کتابهای مرجع، کتابی به نام ” مازندران و استرآباد” تالیف نموده است. در این کتاب در بخش مربوط به آمل و روستاهای آن از لاریجان و تمامی دهات آن را ذکر می کند، اما نامی از مکان امامزاده هاشم نمی برد. علت این امر بوده که امامزاده هاشم جزو مشاء دماوند بوده پس از ذکر آن  خودداری کرده است.

کلود آنه فرانسوی که در سال ۱۲۶۹ شمسی، ۸۴ سال پیش به دماوند سفر کرده بود در کاب خود بنام ” اوراق ایرانی” در وصف گردنه ی امامزاده هاشم از آن به عنوان مکانی یاد می کند که منطقه ی دماوند در آنجا در زیر پا قرار دارد. در واقع این گردنه را محدوده ی منطقه دماوند و ابتدای ورود به این خاک دانسته و نوشته است: « در قله کوه نمازخانه ی کوچکی  است یعنی امامزاده ی دیده می شود که خود نشانه ی مرتفع ترین نقطه ی گردنه است و نزدیک به سه هزار متر ارتفاع دارد. آهسته و به زحمت از سینه ی تپه بالا می رویم… شهر دماوند را می بینیم که زیرپایمان در اعماق دره خود راجمع و جور کرده است. با مساجد فیروزه فامش با دار و درختش… شهر دماوند را که خانه هایش میان درختان پنهانند و گرداگردش دره ها و مزارعی که به رنگ خاکستری لطیف است  ، به تماشا می نشینیم.»

 

گذشته از سفرنامه ها دردایره المعارف های فارسی به عنوان نمونه در دایره المعارف غلامحسین مصاحب که در سال ۱۳۴۵ شمسی چاپ شده در معرفی شهرستان دماوند گردنه ی امامزاده هاشم جزو دماوند معرفی شده است.

در سازمان اسناد ملی ایران، نقشه ای بدون تاریخ در آرشیو نقشه وجود دارد.در این نقشه گردنه ی امامزاده هاشم در محدوده ی دماوند ثبت شده است.

سازمان میراث فرهنگی در آرشیو مرکز اسناد، بنای تاریخی امامزاده هاشم با شماره ۶۱۷ جزو آثار تاریخی شهرستان دماوند از استان تهران به ثبت تاریخی رسیده است.

البته در کتاب « فهرست بناهای تاریخی» نوشته ی نصرت اله مشکوتی که در سال ۱۳۴۹ شمسی چاپ شده است.بقعه ی زیارتی امامزاده هاشم جزو آثار تاریخی شهرستان دماوند معرفی شده است.

در سازمان ایرانگردی و جهانگردی استان تهران، گردنه و بقعه ی امامزاده هاشم از نقاط زیارتی و دیدنی شهرستان دماوند از استان تهران بوده و در کتاب مجموعه راهنمای سازمان ایرانگردی بعنوان مکان زیارتی و دیدنی دماوند معرفی شده است.

در دفتر اسناد و مدارک سازمان حج واوقاف و امور خیریه، بقعه ی زیارتی امامزاده هاشم از زمان تاسیس این سازمان تا به امروز، همه ی امور این بقعه بر عهده ی سازمان اوقاف استان تهران که شعبه ی آن در دماوند نیز هست بوده است.

و نیز در دایره المعارف های جغرافیایی که از سوی سازمان جغرافیایی ایران چاپ و منتشر شده، گردنه ی امامزاده هاشم جزو دماوند معرفی شده است.به عنوان نمونه در کتاب « دایره المعارف جغرافیایی ایران» گیتاشناسی جلد سوم چاپ سال ۱۳۷۹ آمده است:« گردنه امامزاده هاشم ، گردنه ای است به بلندی ۲۷۵۰ متر در شهرستان دماوند، استان تهران، سه راه تهران به آمل و در ۷ کیلومتری شمال غربی دماوند. این گردنه استانهای تهران و مازندران را از هم جدا می کند.»

در کتابهای جغرافیایی ایران نیز گردنه ی امامزاده هاشم جزو محدوده ی دماوندو شمال تهران معرفی شده است. به عنوان نمونه در کتاب جغرافیایی مفصل ایران، این گردنه را جزو محدوده ی خاک دماوند در شمال تهران دانسته شده است.

در سازمان جهاد کشاورزی، بخش مهندسی جهاد کشاورزی استان تهران، مهندسین مشاور منابع طبیعی که درباره ی مناطق اطراف تهران به تحقیق و مطالعه مشغول هستند در نقشه های خود امامزاده هاشم را جزو محدوده ی دماوند ثبت کرده اند.

در فرهنگ های جغرافیایی که از سوی سازمان جغرافیایی چاپ شده، گردنه ی امامزاده هاشم جزو شهرستان دماوند معرفی شده است.به عنوان نمونه در ” فرهنگ جغرافیایی” (آبادیها) جلد اول استان مرکزی که در سال ۱۳۳۵ شمسی از سوی سازمان جغرافیایی کشور چاپ شده، این گردنه درمحدوده ی شهرستان دماوند آمده است.

در فرهنگ جغرافیایی (آبادیها) جلد ۳۸ مربوط به تحقیقات سال ۱۳۶۴ شمسی که از سوی سازمان جغرافیایی کشور منتشر گردیده، گردنه امامزاده هاشم جزو آبعلی شهرستان دماوند معرفی شده است که گردنه ی امامزاده هاشم همیشه جزو محدوده ی ماوند بوده و مرز بین استان تهران و مازندران محسوب شده و این نکته حتی از نظر کارشناسان سازمان جغرافیایی و سازمان برنامه و بودجه و وزارت راه وترابری دور نمانده و در کتابهای تالیفی خود از آن به عنوان محدوده ی دماوند از استان تهران یاد کرده اند.به عنوان نمونه در کتاب ” اطلس ملی ایران، حمل و نقل” گردنه ی امامزاده هاشم را جزو محور تهران شناخته و معرفی کرده اند.

این نکته حتی در هنگام تالیف کتابی با عنوان ” مسافات راههای کشور ” که از سوی وزارت راه وترابری منتشر گردیده، مورد توجه بوده واین گردنه به عنوان محور تهران ثبت شده است.

سرانجام سخن این است که اگرچه در نقشه فقط سازمان امار طی سالهای ۴۸ و ۵۵ و ۶۴ و ۷۲ گردنه ی امامزاده هاشم جزو دهستان بالا لاریجان آمل ثبت شده اما نمی تواند دلیلی بر این باشد که این گردنه جزو دهستان بالا لاریجان آمل است، چرا که:

۱-     همانطور که گفته شد نام گردنه ی امامزاده هاشم فعلی در گذشته براساس منابع ذکر شده به نام « بژم موشا» و « کله ی موشا» معرفو بوده. براساس این نام این گردنه جزو روستای مشاء از روستاهای توابع دماوند بوده و حتی پس از اطلاق نام بقعه به این گردنه هیچگونه تاثیری در موقعیت جغرافیایی آن نداشته و همواره جزو دماوند بوده است.

۲-      گردنه ی امامزاده هاشم، مرز بین استان تهران و مازندران بوده ، به همین دلیل در هنگام گرفتن آمار دچار اشتباه شده اند و این اشتباه فقط و فقط در سازمان آمار اتفاق افتاده و این اشتباه در نقشه سازمان آمار هم تکرار شده است.کارشناسان  سازمان آمار گاهی در تعیین مرز آمار محدوده های مناطق دچار اشتباه می شوندو ثبت این گردنه در طی سالهای ذکر شده به نام لاریجان آمل جزو همین اشتباهات می باشد چرا که اگر این گردنه جزو لاریجان آمل بود می بایست در پیشینه تاریخی و نیز در منابع جغرافیایی و … می بایست جزو لاریجان آمل ذکر می شد که می دانیم چنین نیست. حضور صندوقهای انتخابیه رای از سوی فرمانداری دماوند طی همه سالها درگردنه امامزاده هاشم، بیانگر این مدعاست.

۳-      نمونه ای از اشتباه سازمان آمار ایران مربوط است به نقشه سال ۱۳۶۴ مرکز آمار ایران که مکان امامزاه هاشم در آن جزو دهستان بالا لاریجان آمل آمده است، درحالی که در تحقیقات جغرافیایی همین سال ۱۳۶۴ که از سوی سازمان جغرافیایی کشور انجام گرفته و در جلد ۳۸ فرهنگ جغرافیایی ( آبادیها) که در سال ۱۳۷۰ منتشر شده، در معرفی شهرستان دماوند، بقعه امامزاده هاشم از جمله مهمترین آثار برجای مانده از دوره صفویه معرفی شده است.

۴-      نمونه ای دیگر از این اشتباه سازمان آمار ایران را در نقشه  دهستانی سال ۱۳۶۶ شمسی می توان دید که گردنه ی امامزاده هاشم علاوه بر ثبت در نقشه محدوده دماوند، اشتباها در نقشه لاریجان آمل هم آمده است.یعنی در این سال گردنه امامزاده هاشم در هر دو نقشه آمده است که ناشی از اشتباه در تعیین محدوده ی مرزی این دو منطقه است.

۵-      گردنه و بقعه امامزاده هاشم به عنوان محدوده ی شهرستان دماوند در سازمان های اوقافی، میراث فرهنگی،  سازمان جغرافیایی، وزارت راه و ترابری ، سازمان اسناد ملی، سازمان جهاد کشاورزی، سازمان ایرانگردی و جهانگردی و … استان تهران ثبت شده است. در حالی که نام گردنه و بقعه را در هیچ یک از سازمان های فوق مازندران یا آمل نیامده است.

۶-      نام گردنه و بقعه امامزاده هاشم به عنوان محدوده ی لاریجان آمل فقط و فقط در نقشه های سازمان آمار ایران می توان دید در حالی که به عنوان محدوده دماوند از استان تهران علاوه بر نقشه های سازمان های مختلف در منابع جغرافی و تاریخی و سفرنامه و دایره المعارف ها و … آمده است.

۷-     نظر به اینکه مهمترین اصل در تقسیمات کشوری، وحدت جغرافیایی است و از آنجایی که گردنه امامزاده هاشم مشرف به روستای مشاء و بلندترین نقطه بین منطقه است و در واقع ما بین این گردنه و مشاء نوعی وحدت جغرافیایی وجود دارد، بنابراین از این نظر همانطور که در گذشته تا به امروز جزو دماوند بوده، این گردنه را باید جزو محدوده دماوند به حساب آورد.

۸-     با توجه به اینکه لاریجان، پلور، رینه و لار قبل از اسلام و پس از اسلام به اساس پیمان نامه سال ۲۲ هجری که میان مس مغان پادشاه دماوند و نعیم بن مقرن سردار سپاه اسلامی بسته شد، این مناطق جزو دماوند بوده اند.

بنابراین شایسته نیست که گردنه امامزاده هاشم با توجه به پیشینه تاریخی اش همیشه، از گذشته دور تا به امروز جزو خاک دماوند بوده واز لحاظ جغرافیایی تاریخی و فرهنگی به روستای مشاء دماوند به عنوان یک منطقه با فرهنگ ، آداب و رسوم بسیار غنی پیوند می خورد، آن را به منطقه دیگر یعنی لاریجان آمل  وابسته بدانیم.

برای زیارت مجازی امامزاده هاشم اینجا کلیک کنید

 

منابع و ماخذ:

۱-     آنه، کلود ، ۱۳۶۵ ، اوراق ایرانی، ترجمعه ایرج پروشانی

۲-     اعتماد السلطنه، محمد حسن خان، ۱۳۶۸ . مراه البلدان ، به کوشش عبدالحسین نوایی میر هاشم محدث، ج ۲ و ۳ تهران، دانشگاه تهران.

۳-     ابن اثیر، الکامل، ۱۳۶۵٫ اخبار ایران، ترجمعه محمد ابراهیم باستانی  پاریزی، ج ۲، تهران ، دنیای کتاب.

۴-     ابن فقیه، ۱۳۴۹ ، مختصر البدان ( بخش مربوط به ایران) ، ترجمه ح مسعود، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.

۵-     بدیعی، ربیعی . جغرافیای مفصل ایران ، جو تهران.

۶-     بروگش، هیزش. ۱۳۶۷٫ سفری به دربار سلطان جعفربن ، ترجمه کردبچه، تهران، اطلس.

۷-     طبری، محمد بن جریر طبری، ۱۳۵۲٫ تاریخ طبری ( تاریخ الرسل و الملوک، ترجمه ابوالقاسم) ، پاینده، تهران، بنیاد فرهنگ ایران.

۸-     فرهنگ جغرافیایی ( آبادیها)، ج ۱، ۱۳۳۵٫

۹-     فرهنگ جغرافیایی ، آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران، تهران، ۱۳۷۰، ج ۳۸٫

۱۰-  سعیدیان، عبدالحسین. ۱۳۷۲، دایره المعارف سرزمین و مردم ایران.

۱۱- حموی ، یاقوت. ۱۳۸۸ ه / ۱۹۶۸٫ معجم البلدان ، ج ۱ و۲٫

۱۲- حلیمی ، محمد علی. ۱۳۷۰ ، اطلس ملی ایران، حمل و نقل. ج ۶، تهران ، انتشارات جنابی.

۱۳- جعفری، عباس. ۱۳۷۹، گیتا شناسی ایران، دایره المعارف جغرافیایی ایران، ج ۳ ، تهران، گیتا شناسی.

۱۴- زنده دل، حسن و دستیاران. ۱۳۷۶، مجموعه راهنمای جامع گردشگری استان تهران، تهران، نشر ایرانگردان.

۱۵- رابینو، ه.ل. ۱۳۶۵، مازندران و استرآباد، ترجمه غلامعلی ، تهران، علمی و فرهنگی.

۱۶- مسافات راههای کشور وزارت راه و ترابری جمهوری اسلامی ایران، تهران، بغداد.

۱۷- مصاحب، غلامحسین. ۱۳۴۵، دایره المعارف فارسی، ج ۱، تهران، فرانگلین.

۱۸- مشکوتی، نصرت، ال. ۱۳۴۹، فهرست بناهای تاریخی، تهران، باستانی

۱۹- دایره المعارف بناهای تاریخی ایران در دوره اسلامی، بناهای آرامگاهی. ۱۳۷۸، تهران، حوزه هنری.

۲۰- مرعشی، ظهیرالدین. ۱۳۶۴، تاریخ گیلان و دیلمستان و تصمیم دکتر منوچهر ستوده، ج ۲، تهران، اطلاعات.

انتهای پیام/م

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *