قهرمانان پوشالی!

ممکن است بگویید او مسئولیت قضایی نداشته ونمی توانسته برای آزادی امیر انتظام کاری بکند.خب! مگر الان مسئول قضایی است!؟

به گزارش رباط نیوز به نقل از  مشرق، حسین شمسیان فعال رسانه ای و عضو شورای سردبیری روزنامه کیهان در کانال تلگرامی خود نوشت:

محسن‌میردامادی (از  دانشجویان پیرو خط امام و عوامل تسخیر لانه جاسوسی آمریکا) اخیرا گفته: «من اسناد سفارت آمریکا را «اخیرا» مطالعه کردم و هیچ مطلبی که بر جاسوس بودن آقای ‎امیرانتظام دلالت کند ندیدم. گروهی که مسئول انجام تحقیقات شده بودند در همان زمان هم به این نتیجه رسیدند که اتهام جاسوسی متوجه ایشان نیست»!

درباره این ادعا باید گفت:

۱. میردامادی از قِبَل حضور در جمع فاتحان لانه، از ابتدای انقلاب مسئولیت های متعددی داشته است، پس چرا تا به حال این حرف را نگفته بود و با سکوتش باعث شد یک جاسوس بی گناه(!!) سالها در زندان بماند!؟ یعنی در طول ۴۰ سال،فرصت «مطالعه »نداشته است!!

۲. ممکن است بگویید او مسئولیت قضایی نداشته ونمی توانسته برای آزادی امیر انتظام کاری بکند.خب! مگر الان مسئول قضایی است!؟ چرا همین مصاحبه را در روزهای داغ محاکمه امیر انتظام نکرد!؟

۳. دلیل روشن است! قهرمان بودن شیرین است، حالا به هر قیمتی! جماعتی یک روز با بالا رفتن از دیوار جاسوس خانه آمریکا، قهرمان شدند و به همه چیز رسیدند. آنها با رو کردن پرونده عده ای از جمله امیر انتظام، بعنوان سوپر انقلابی، قهرمان تر شدند! چند سال بعد پشیمان شدند و از دیوار پایین آمدند و حتی مثل عباس عبدی در دیداری با« باری روزن» جاسوس ،از او عذر خواهی کردند، بازهم قهرمان شدند!حالا هم با تبرئه پیرمردی که سالها قبل سند جاسوسی اش را از لای کاغذ خرده های لانه در آورده بودند،ژست آزادی خواهی می گیرند!البته ۴۰سال بعد از جشن قهرمانی با زندانی کردن او!!

بیشتر بخوانید:

چند نکته درباره حمله آمریکا و متحدانش به سوریه

اسلام داعشی،اسلام خواهی!

این راز خیلی کارها و موضع گیری های این جماعت است.

امیر انتظام،جاسوسی بود که بر اساس اسناد کشف شده از لانه جاسوسی و در محاکمه ای علنی که از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد،به جرم خیانت به ایران و ایرانی ، با یک درجه تخفیف، به حبس ابد تبدیل محکوم شد.

اگر قرار باشد هر حقیقت و تصمیم تاریخی را با تکیه به یک مصاحبه زیر سوال ببریم،چیزی از حقیقت باقی نمی ماند!

برای اطلاع بیشتر به کتاب «ما و جمهوری دلقک ها» اثر ارزشمند برادر فرهیخته‌ام استاد محمد ایمانی مراجعه فرمایید. در آن کتاب گفتار مستند «دو روایت از یک جاسوس» ، پاسخ جامعی است به ادعاهای این روز ها.

اما درباره این دست مصاحبه ها

نخست آنکه برخی مفهوم «تاریخ شفاهی» را اشتباه فهمیده اند و حواسشان نیست که تاریخ «سند»است نه«قصه گویی»!

اینهم که گفته می شود «اجازه بدهیم همه حرفشان را بزنند»فی نفسه حرف بدی نیست، اما باید معلوم شود مرز آن کجاست و درباره چه چیزهایی می شود و نمی شود!؟ آیا جماعتی که منادی بدون قید و شرط این مشرب هستند،حاضرند درباره احوال و اموال شخصی خودشان ، علی الدوام بی سند و بی مدرک  ادعا مطرح شود!؟

(برگی از اسناد لانه جاسوسی که بر اساس آن، سفیر آمریکا در ایران از اعلام اسم امیر انتظام توسط سایر مقامات کشورش، به دلیل بیم از حساسیت انقلابیون ایران، ابراز نگرانی می کند)

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *