قتل برای اهداف سیاسی و حفظ قدرت

رضاخان به‌صورت آشکاری قاتل استخدام کرده بود و مخالفان را به قتل می‌رساند. پیش از پرداختن به کشتن اطرافیان به پزشک قاتل معروف پهلوی اول اشاره می‌کنم.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی رباط نیوز، مصطفی هدایی کارشناس مسائل سیاسی و رسانه در سلسله یادداشت‌هایی پرونده‌وار با عنوان «بازخوانی جنایات پهلوی» به تبیین دوران پهلوی پرداخت و نوشت:

رضاخان به‌صورت آشکاری قاتل استخدام کرده بود و مخالفان را به قتل می‌رساند. پیش از پرداختن به کشتن اطرافیان به پزشک قاتل معروف پهلوی اول اشاره می‌کنم. احمد احمدی  که معروف به «پزشک احمدی» بود در دوران ریاست سرتیپ آیرم در شهربانی مرکز وارد شد.

در طول شبانه‌روز هروقت به وی نیاز بود بر سرکار با آمپول‌های مخصوص یعنی « انژکسیون»، حاضر می‌شد و با آمپول هوا و آمپول داغ زندانیان بیمار را خلاص می‌کرد. رضاشاه دستور داده بود که زندانیانی که باید از صحنه روزگار محو شوند، با روش دکتر احمدی به دیار باقی بروند.

پزشک احمدی، افراد سیاسی زیادی را با آمپول مخصوص به قتل رسانده بود. تیمورتاش یکی از این قربانیان بود. تیمورتاش وزیر دربار رضاخان بود و در تأسیس رژیم پهلوی نقش ویژه‌ای بر عهده داشت. او به مدت هفت سال مرد شماره ۲ سیاست ایران محسوب می‌شد ولی درنهایت قربانی قدرت‌طلبی رضاشاه شد. شاه پهلوی از سیاستمداری و ذکاوت تیمورتاش نگران بود و ترس داشت که آینده سلطنت پهلوی را دچار مخاطره سازد. ۹ مهرماه ۱۳۱۲ دستور قتل تیمورتاش صادر شد و در زندان قصر به قتل رسید.

پلیس سیاسی پهلوی نقش اساسی در قتل مخالفان برعهده داشت و به مخوف‌ترین مرکز تعقیب، شکنجه و قتل مخالفان و منتقدان در دوره پهلوی اول تبدیل شد. جعفرقلی خان سردار اسعد، وزیر جنگ رضاخان نیز پس از قتل تیمورتاش راهی زندان شد و به همراه چند خان بختیاری که قربانی توافق شاه پهلوی و شرکت نفت ایران و انگلیس شده بودند، در زندان کشته شد.

انتقام‌جویی، کینه و شک و تردیدهای رضاخان به اطرافیان تا حدی شدید بود که محمدحسین آیرم، رئیس پلیس مخوف رضاشاه از ترس دچار شدن به سرانجام تیمورتاش و دیگر مقتولان سیاسی بیماری را بهانه کرد و راهی اروپا شد و دیگر به ایران بازنگشت. یکی دیگر از افراد معروف دوره رضاشاه داور بود که عدلیه جدید را پایه‌گذاری کرده بود که او نیز از ترس زندان و شکنجه، خودکشی کرد.

براساس برخی از گزارش‌های تاریخی، گفته می‌شود که بیش از ۲۴ هزار تن به دلایل مختلف به دست مأموران امنیتی شهربانی کشته شدند و سر به نیست شدند. اکثر این قتل‌ها به نحوی بود که هویت مقتول هرگز هویدا نشد. پس از عزل رضاشاه از قدرت و همزمان با جنگ جهانی، در فضای سیاسی ایجاد شده دادگاه‌هایی برای رسیدگی به اتهام قتل افراد مشهور دوران رضاشاه آغاز شد و در شهریور ۱۳۲۱ متهمان شهربانی دستگیر و محاکمه شدند. افرادی چون عباس بختیاری معروف به شش‌انگشتی، حسینقلی فرشچی تبریزی، سیف‌الله فولادی، محمدکاظم جهانسوزی و چند تن دیگر به زندان‌های دو تا ۱۰ساله محکوم شدند. پزشک احمدی که با آمپول مخصوص تیمورتاش، سردار اسعد، محمد فرخی یزدی،شاعر معروف و … را در پرونده داشت به اشد مجازات و اعدام محکوم شد.

در دوره انتقال قدرت به محمدرضاشاه و در دهه ۲۰ شمسی تا حدودی مجلس و نخست‌وزیر توانستند قدرت را بازیابی کنند ولی به‌مرور محمدرضاشاه نیز پا در جای پدر گذاشت و اختناق و سرکوب پس از کودتای ۲۸ مرداد ۳۲ به‌طور چشمگیری افزایش یافت و حکومت پهلوی دوم با ایجاد نهادهای امنیتی، اطلاعاتی و انتظامی قتل و شکنجه سازمان‌یافته مخالفان و منتقدان را به شکل مدرن‌تری دنبال کردند. ساواک و کمیته مشترک ضدخرابکاری دستگیری و شکنجه زندانیان و مخالفان را با روش‌ها و آموزش‌هایی که از سرویس‌های اطلاعاتی غربی و رژیم صهیونیستی فرا گرفته بودند، هزاران نفر را به کام مرگ کشاندند.

شاهان پهلوی برای بقای قدرت و رژیم تنها یک راه را برای خود باقی گذاشته بودند. قتل اطرافیانی که آن‌ها را به قدرت رساندند و قتل منتقدان و مخالفانی که سعی در سرنگونی این رژیم و یا حتی اصلاحش داشتند. چنین رفتاری با مخالفان ناشی از جایگاهی بود که آن‌ها به‌ناحق اشغال کرده بودند و هیچ دانش و صلاحیتی در حکمرانی نداشتند. بنابراین سرکوب اولین و آخرین روش برای حفظ قدرت در پهلوی بود. امام خمینی (ره)، رهبر کبیر انقلاب اسلامی تعداد کشته‌شدگان برای برپایی جمهوری اسلامی و سرنگونی پهلوی را ۶۰هزار نفر عنوان کرده بودند.

همچنین در نامه‌ای از سوی کمیسیون ویژه دوره نخست مجلس شورای اسلامی درباره تسخیر لانه جاسوسی، قربانیان رژیم پهلوی را بالغ‌بر ۷۰ هزار نفر و بیش از صدهزارس نفر مجروح و جانباز معرفی کرده است. این آمار و ارقام شامل تمام کسانی می‌شود که به نحوی از کنار سیاست‌های پهلوی به کام مرگ کشیده شدند. دوره رضاخان و محمدرضا، دوره سیاهی در تاریخ معاصر ایران است که ملت و مردم این کشور علاوه بر تحمل فقر و فساد و تباهی می‌بایست همواره نگران آینده خود و فرزندانشان می‌بودند که هرلحظه امکان داشت توسط دستگاه‌های اطلاعاتی و امنیتی تنها به دلیل انتقاد و مخالفت به کام مرگ کشیده شوند.

انتهای پیام/*

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *