اهالی روستایی کویری از خشکسالی می گویند وَهْل ؛ روستایی عطش در عطش

روستایی که دو سالی است از قطع آب شربش می گذرد و مسئولین حتی برای یکبار هم شده سری به آن نزده اند، پیرمردی از ساکنان روستا به طعنه می گفت: نمی دانم شاید مسئولین آمده اند ما نبودیم…

 به گزارش رباط نیوز به نقل از مرآت با خبر شدیم که تعدادی از روستا های دور افتاده و محروم استان امسال به دلیل کم آبی با خشکسالی بی سابقه ای دست و پنجه نرم می کنند و با مشکلات جدی و عدیده ای رو برو شده اند بر مبنای رسالت رسانه ایمان بر آن شدیم تا به این ولی نعمتان مان سری بزنیم و اگر چه نمی توانیم کاری برایشان انجام بدهیم حداقل با شنیدن درد و دل هایشان مرحمی بر دردهایشان بوده و بر انعکاس مشکلاتشان اهتمام جدی بورزیم تا شاید مسدولین به عمق فاجعه پی ببرند.

 در آفتابی گرم و سوزان به سمت روستایی می رفتیم که بُنیانش بر اساس چشمه آبی شکل گرفته بود که مردم در گرد آن جمع شده و روستا را تاسیس کرده بودند ولی امروز براثر بی آبی جوانان روستا در این خشکسالی یکی پس از دیگری به سمت شهرها روانه شده و روستا مانده و پیرمردهایی که جایی برای رفتن ندارند و تنها یک جوان مانده که آن هم به قول خودش نگهبانی پیرمردها را می دهد.

دامی که زحمتش برای دامدار است و استفاده اش برای دیگران

وَهْل روستایی در دل کویر که تا یزد ۳ ساعت راه دارد و اگر بخواهید بدانی دقیقا کجاست باید عرض کنم از میامی حدود ۱۰۰ کیلومت می روی تا بیارجمند و از آنجا ۱۲۰ کیلومتر تا زمان آباد و از آنجا اگر ۹۰ کیلومتر ادامه دهی میرسی به وهل که نام جغرافیایش امین آباد است ولی به واسطه چشمه ای که مردم گردش جمع شده بودند به نام وَهْل شناخته شده است.

روستایی که کم تر از صد سال از روزی که سنگ بنایش را گذاشته اند می گذرد ولی گویا در اثر غفلت مسئولین شاید چند سال آینده دیگر نام و نشانی از آن باقی نماند.

پس از طی مسافتی به این روستا رسیدم روستایی که فقط پیرمردها در آن باقی ماندند.

مومنی یکی از پیرمردهای روستا که یکی از بنیانگداران آن در سال ۱۳۳۲ نیز محسوب می شود  از آن روزهای نه چندان دوری می گفت که دامداری  در اینجا رونق داشت ولی امسال به دلیل خشکسالی تمای گله های گوسفند به دلیل نبود علوفه به اطراف سبزوار و نزدیک دماوند رفته اند فقط برای اینکه دام ها از بی علوفگی تلف نشوند والا  در این رفتن هیچ سودی نیست زیرا تمام سود به جیب صاحبان مرتع می رود صاحبان مرتعی که مرتع خود را در این اوضاع از ۱۵ تا ۵۰ میلیون تومان اجاره می دهند و دامدار هم به هر زحمتی شده به زور وام است یا چیز دیگر این دام ها را تا ابتدای سال بعد باید حفظ کند تازه اگر هم بتواند در این اوضاع دام خود را حفظ کند سود پول به جیب چه کسی می رود؟به جیب دلالان و قصابان و صاحبان مرتع. دامی که زحمتش برای دامدار است و استفاده اش برای دیگران.

تامین علوفه دام در فصل دوم سال که مجبورند احشام را از ییلاقات به روستا بازگردانند نیز داستان دیگری دارد، دامدار به هر زحمتی که شده باید علوفه دام را خریداری کند حال پول خرید این علوفه در این زمان که دامدار جز ضرر چیز دیگری عایدش نشده نیز زخمی است که  وعده مسئولین برای تامین علوفه دام ها با قیمت مناسب و بخشودگی جرائم بانکی مرحمی است برای این زخم ولی از وعده تا عمل فاصله ای طولانی است.دامداران این وعده را فقط شنیده اند و از عمل خبری نیست.

امسال با بحران مواجه ایم و اگر آن را پشت سر بگذاریم درست می شود

به گفته مومنی پسر که خود را تنها جوان روستا و نگهبان پیرمردها و پیر زنها و خانواده برادرانش می داند: وقتی مشکلاتمان را به یکی از مسئولین گفته ایم در پاسخ گفته اند امسال با بحران مواجه ایم و اگر آن را پشت سر بگذاریم درست می شود ، آخر برادر من ، مسئول عزیز این چه پاسخی است، یک بحران را می توان در مقابلش دست روی دست گذاشت تا با تلفات سنگین خسارات جبران ناپذیری وارد کند و گاه با مدیریت صحیح می توان یک بحران را بدون تلفات و آسیب پشت سر گذاشت ، پس اگر مسئولیت قبول کرده ایم باید راه مقابله با این بحران ها را بلد باشیم در غیر این صورت ماندن در پشت میز ریاست چیزی جز خیانت به نظام و انقلاب نیست.

از مشکلات دام ها و علوفه ها که بگذریم نوبت می رسد به اهالی ده، مردمان صبوری که آب دهشان دو سالی است که قطع شده می گویند قرار است لوله کشی ها عوض شود ولی نمی دانم تامین اعتبار برای لوله کشی آب  این زمان طولانی طول می کشد؟ که تازه بعد از گذشت دو سال از عید امسال(توجه داشته باشید که ۶ ماه از شروع سال می گذرد)تازه لوله های نو را آورده اند که تعدادش کم است باید باقی آن هم بیاورند و شاید تا پایان امسال اعتبار لازم جهت تامین  لوله ها فراهم آید و شاید هم نه.

آب شرب مناسب اولین لازمه حیات انسان است

مردم روستا برای تهیه آب خوردنشان مجبور بودند به روستای مجاور، روستای دراز آب که در گزارش بعدی به آن خواهیم پرداخت رفته و با ۲۰لیتری آب خوردن خود را بیاورند ولی دو ماهی است که به همت بچه های بسیج سازندگی تانکرهای آب به روستا انتقال یافته و آب خوردن روستا از این طریق تامین می شود.

البته از حق نگدریم این مردم همیشه بزرگترین آموزگاران ما هستند ، با وجود نبود آب شرب مناسب که اولین لازمه حیات انسان است از نظام و انقلاب به خاطر نعمت هایی مثل برق، آسفالت و… سپاسگزار بودند ولی از عدم حضور مسئولین گلایه داشتند پیرمردی از ساکنان روستا به طعنه می گفت: نمی دانم شاید مسئولین آمده بودند ما نبودیم.

مسئول محترم یادت نرود سخن امام ره که فرمود: “این پایین شهری ها و این پابرهنه ها ـ به اصطلاح شما ـ این ها ولی نعمت ما هستند, اگر این ها نبودند ما یا در تبعید بودیم، یا در حبس بودیم یا در انزوا، این ها بودند که همه ما را از این مسائل نجات دادند… اگر تا آخر عمرمان به این ها خدمت کنیم نمی توانیم از عهده خدمت این ها برآییم.

اینکه تو مسئول به خود زحمت ندهی به تمامی روستاها سرکشی کنی و در فلان روستا بنشینی و اعلام کنی من در فلان روستا هستم نماینده سایر روستاها برای گفتن مشکلات بیایند، از هیچ مشکلی گره باز نمی کند.

آیا بهتر نبود تو مسئول برای یک بار هم که شده به خود زحمت می دادی و سری به این روستاها می زدی تا از نزدیک مشکلات را لمس کرده و بعد برای درمان درد این ولی نعمت هایمان اقدام کنی؟

مردم روستا دست به دامان ما شدند تا صدایشان را به گوش تو مسئول برسانیم تا شاید در صورت اقدام به موقع مانع از کوچ اجباریشان از روستا بشوی.

انتهای پیام/ش

ارسال دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *